شنبه 31 تیر 1396

مجله اینترنتی فهادان

جدیدترین مطالب

معمار اهرام مصر؟!

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

معمار اهرام مصر چه کسی بوده است؟


از مقاله «هرم لمجیر» (چاپ شده در "دایرة المعارف تشیّع" ج14/ ص501 تا 506)

نگارش، تحقیق و توضیح: سید احمد سجادی – اصفهان.

حروف‌چینی: آقایان علی احمدی چلچه، رضا حُسنی و مسعود رضانژاد فهادان.


 

معنای لغوی و اصطلاحی هَرَم

هَرَم (بر وزن حَسَن) در لغت به معنای نهایت کهنسالی (کِبَر سنّ و خمیدگی قامت و گوژپشتی) است.([1]) و شاید وجه تسمیۀ هرم هندسی نیز همین یادآوری حالت پیر نشسته و خمیده بر روی زمین باشد.

و در اصطلاح هندسی عربی، عبارت است از: هر جسم مخروطی شکل که قاعدهٔ آن به شکل مثلث یا مربع (در اکثر موارد) و یا کثیرالاضلاع باشد، و سطوح جانبی آن مثلث‌هایی باشند که همه به یک رأس فوقانی مشترک - که همان رأس هرم است - منتهی می‌شوند.

هرم، در لسان مصریان قدیم «پیرموس» نامیده می‌شد که به معنی بلند و عظیم بود.گویند لفظ پیر، در فارسی و هَرِم بر وزن خَشِن در عربی که هر دو بر افراد سالمند و شکسته و گوژپشت و خمیده اطلاق می‌شوند، با «پیرموس»، هم‌ریشه بوده‌اند. و جالب اینکه هر دو لفظ، چه در عربی و چه در فارسی، بر بزرگان یک جامعه و یا یک قبیله و خاندان به عنوان شخص بزرگ و بلند‌مرتبه و ریش‌سفید، اطلاق شده‌اند.

هرم در اغلب زبان های اروپایی، مثل انگلیسی، فرانسه، آلمانی، ایتالیایی و اسپانیولی و... «پیرامید»([2]) نامیده شده، چنانکه در زبان یونانی جدید و در زبان روسی نیز به آن پارامیدا([3]) میگویند؛ که همگی مشتق از همان لفظ مصری «پیرموس» است.

 

وجه تسمیهٔ پیرموس

در مورد وجه تسمیهٔ مصری «پیرموس» (که تلفظ لاتینی و یونانی کهن «پیرامیس» πυραμίς نیز از آن گرفته شده) برخی محققان بر این باورند که این لفظ، در حقیقت، نام پیامبری بوده که ساختن هرم را به مردم یاد داده و هرم، یکی از معجزات این پیامبر بوده است که سبب شِفای بیماری‌ها، تسکین دردها، آرامش روح و روان، تمرکز فکر، طول عمر و بقای جوانی، و سالم ماندن هر موجود زنده‌ای که در کانون درونی آن واقع شود، بوده و جالب اینکه تمامی این موارد، با آزمایشات جدید دانشمندان جهان در مورد این شکل هندسی، به اثبات رسیده است. و ثابت شده که هرم و گنبد و اشکالی نظیر این دو، سبب تراکم شدید امواج کیهانی محیط، در کانون مرکزی درون خود شده و این خواص عجیب و شگفت را حتّی در آب حوضی که از قدیم‌الأیّام در زیر آن‌ها قرار می‌داده‌اند، ظاهر می‌سازند.

گویند: «پیرموس» همان «هِرمِس اوّل»([4]) است که در اصطلاح اسلام، همان حضرت ادریسپیامبر علیه‌السّلام می‌باشد، که عِبریان به او «اَخنوخ» یا «خَنُوخ»([5])می‌گویند، که پیش از طوفان نوح علیه‌السّلام می‌زیسته است. آن حضرت، 830سال بعد از هُبُوط حضرت آدم علیه‌السّلام به زمین، متولد شده و در صعید مصر)[6])مسکن داشته و تمام جهان را گشته و مدتی نیز در مکان مسجدالسَّهلَهٔ کوفه (در عِراق) سُکنیٰ گزیده و همانجا به پیامبری، مبعوث شده است.

گویند:وی به 72 زبان، مردم را به سوی خدای یگانه دعوت می‌نموده است. او اوّل کسی است که به مردم درس علمی می‌داده و لذا او را ادریس نامیدند. وی خط نوشتن و خیاطی کردن و علم طب و نجوم و حساب و هندسه و تقویم و جغرافیا و ... را از سوی خداوند برای مردم آورده و به آن‌ها می‌آموخت. نقل است که 30 صحیفه بر او نازل شده است.

ادریس علیه‌السّلام، 365 سال عمر نمود و سپس به آسمان عروج کرد و اکنون همچون حضرت عیسی علیه‌السّلام زنده می‌باشد. وی همان هِرمِسُ الهَرامِسَة، یا هرمس بزرگ یا هرمس مثلث النِّعمَة، یا مثلث النِّعَم، یا تِریسمِگیستوس (سه بار بزرگ) ([7]) می‌باشد، زیرا جامع سه بزرگی: نُبُوَّت، حکمت، و سلطنت بوده است و گویا شکل هرم که متشکل از چند "مثلث" جانبی است ارتباطی با همین وجه لقب‌دادن او به این القاب، داشته است. وی را نباید با دو هرمس دیگر اشتباه گرفت، که پس از طوفان نوح علیه‌السّلام بوده‌اند البته آن دو نیز حکیم و دانشمند بوده‌اند.

نقل است که ادریس نبی علیه‌السّلام یا همان هرمس اوّل، از روی قواعد نجوم، دانست که طوفان عظیم نوح علیه‌السّلام، پس از زمانی - یعنی حدود 1800 سال پس از او - دنیا را خواهد گرفت؛ پس جهت امنیت پیروان مابعد خودش، دستور ساخت چند هرم (از اهرام کنونی مصر) را صادر کرد و آن‌ها را در مدت شش ماه ساخته و بر روی کتیبهٔ آن‌ها چنین نوشت:

«بگو به آن‌کس که می‌آید پس از ما - تا 600 ‌سال دیگر- این اهرام را ویران بسازد، که (نخواهد توانست، با اینکه) ویران ساختن، آسان‌تر است از ساختن و بنا کردن! و ما این اهرام را با پارچه دیبا (روکش صاف و لطیف) پوشاندیم، ولی او (اگر می‌تواند) با حصیر چوبی بپوشاند. و حصیر، آسان‌تر است از دیبا (یعنی ارزان‌تر است) ... ».

برخی از محققین نیز چنین عقیده دارند که اهرام موجود در مصر کنونی همان اهرام ساخت حضرت ادریس (هرمس) علیه‌السّلام بوده و کسی نمی‌تواند آن‌ها را تخریب کند؛ اما فراعنه، آن‌جا را غصب کرده‌ و آرامگاه خود قرار داده‌اند. و در یکی از کتیبه‌های آن چنین نوشته است:

«من آن را در زمان پادشاهی خودم ساختم. پس کسی که ادعای قدرت و نیرو دارد (اگر راست می‌گوید) آن را خراب کند. چرا که خراب کردن، آسان‌تر از بنا‌کردن است!».

و البته، شاید این بیان نیز منقول از خود حضرت ادریس علیه‌السّلام باشد؛ زیرا گذشت که وی از جانب خداوند، دارای سه مقام نُبُوّت، حکمت، و سلطنت (پادشاهی) بوده است.

 

پس اگر این روایات صحیح باشند، عمر اهرام کنونی مصر به حدود 4700 سال قبل از میلاد مسیح علیه‌السّلام می رسد که دورهٔ زندگانی هِرمِس اوّل یا ادریس نبی علیه‌السّلام بوده است و اکنون از عمر این اهرام، بیش از 6700 سال می‌گذرد. هرچند، مورّخان کنونی، بنا به الواحی که در اهرام از فراعنه به جای مانده است این‌گونه حدس می‌زنند که عمر هرم سَقّارَه([8]) به 2585 سال قبل از میلاد برسد و عمر هرم بزرگ جیزَه، بر کرانهٔ رود نیل (که هرم خوفو - به عربی - یا خئوپس([9]) نامیده شده و بزرگترین اهرام چهل گانهٔ مصر و از عجایب سبعهٔ (هفت‌گانهٔ) جهان است و قاعدهٔ آن مربعی به وسعت بیش از 5 هکتار زمین و ارتفاع آن اکنون 138 متر می‌باشد) به حدود 2480 ق.م، برسد.

به هر حال، بیش از 2000 سال، میان دو نظریهٔ تاریخی فوق، اختلاف زمانی است و آنچه که احتمال نخست را تقویت می‌کند و دروغ بودن ادعای فراعنه در رابطه با ساخت اهرام بزرگ مصر را قوی جلوه می‌دهد، این است که به گفتهٔ دایرة المعارف فارسی مُصاحَب (1/314):

«... هنوز محققین در حیرتند که به چه وسیله در آن زمان، قطعات بزرگ سنگ را به ارتفاعات مُعتـَنیٰ ‌بـِه([10]) بالا می‌برده‌اند و در محل مناسب، جا می‌داده‌اند؟! و مهارتی که در ساختن اهرام به کار رفته، باعث شگفتی است! ...».

این است که برخی محققین معاصر مثل مرحوم دکتر سید ابراهیم مهدوی اصفهانی([11]) سخت بر این باور خود پافشاری دارند که اهرام مصر ساختهٔ حضرت ادریس علیه‌السّلام، یعنی هِرمِس اوّل بوده و معجزه می‌باشند و بشر معمولی مثل فراعنه هر چند هم قوی باشند، هرگز نمی‌توانند چنین بنایی بسازند. پس نیروی مافوق بشری - که همان معجزهٔ پیامبری است - سازندهٔ این اهرام بوده و آثار طوفان نوح علیه‌السّلام نیز که در این اهرام، نمایان است، گواهی دیگر بر قدمت آنها تا قبل از عهد فراعنه است؛ زیرا قسمت‌های نزدیک به رأس هرم، دارای روکش صیقلی هستند، ولی قسمت‌های زیرین که زیر آب رفته بودند همگی فاقد روکش بوده و قطعات سنگی عظیم آن‌ها نمایان شده‌اند.([12])

بنابراین به نظر می‌رسد که گفتار و نظریهٔ این گروه از محققین - که مطابق برخی روایات و کتب حدیث نیز هست - صحیح‌تر و معقول‌تر باشد و اهرام مصر، معجزهٔ حضرت ادریس علیه‌السّلام یا همان هرمس بزرگ باشند و نه ساختهٔ فراعنهٔ آن سرزمین.

منابع این بخش:

-         بحارالانوار، علامه مجلسی، ج11/ص270-284، باب قصص ادریس علیه‌السّلام.

-         بحارالانوار، کتابُ السَّماءِ وَ العالَم، چاپ ایران، ج60/ ص235 تا 240.

-         إکمالُ الدّین، شیخ صدوق، ج2/ ص564.

-         حیاةالحَیَوان، کمال الدین محمد دَمِیری (قرن هشتم)، ج1/ ص444.

-         لسان العرب، ابن منظور، ذیل مادّه "هرم".

-         فرهنگ عمید، ج1/ ص315 و: ج3/ ص2485و2486.

-         لغتنامه دهخدا، ج1/ ص1571 تا 1573؛ ج3/ ص3659؛ جلد 15، ص23450.

-         تاریخ الحکماء قِفطی (إخبارُ العلماء بأخبار الحکماء)، ص2 تا 6.

-         مُجمَل‌التّواریخ و القِصَص، قرن ششم، صفحات متعدد؛

-         دایرة المعارف فارسی، مُصاحَب، ج1/ ص314 و927 و1304 ـ ج2/ ص3263.

-         راهنمای تاریخ انبیاء علیهِم‌ُالسّلام، احمد امیری‌پور، ص15.

-         تاریخ بلعمی، ابوعلی بلعمی (قرن4)، تحقیق ملک‌الشعراء بهار، ص111.

-         جنات‌الخلود، میر محمدرضا امامی خاتون آبادی، ص10.

-         مَوسُوعة ُالمَورِد، مُنیرالبَعلَبَکّی، ج8/ ص102.

-         المُنجِد فی الأعلام، لوئیس معلوف، ص236 و209 و80 و...

-         نیروهای مرموز در اهرام مصر، بیل شول ـ اِد.پتیت، ترجمه: بشیر بختی.

-         هرم و معماری، سیدابوالقاسم سیدصدر.


تحقیقات ابوریحان بیرونی در مورد اهرام

در اینجا لازم است بدانیم که ابوریحان بیرونی (متوفای 440ق) در آثارالباقیه، نظرات خاص و فرضیه‌های تاریخی جالبی را در رابطه با سبب و زمان ساخت اهرام مصر، مطرح می‌کند. وی در فصل سوم (در حقیقت تاریخ و اختلاف اُمَم در آن)، در مبحث «تاریخ طوفان اعظم یا طوفان نوح علیه‌السّلام» چنین می‌نویسد:

«... و باز چنین می‌گویند‌ که: مردم غرب([13]) را چون حکیمان([14]) به طوفان (نوح علیه‌السّلام، قبل از آمدن او) انذار کردند، ابنیه‌ای مانند هَرَمَین که در مصر است، بپا نمودند و (مردم) با خود گفتند که: اگر آفت، سماوی باشد، ما به درون آن شویم و اگر زمینی باشد، بر بالای آن (تا رأس هرم) رویم. و فارسیان گمان می‌کنند که آثار طوفان نوح علیه‌السّلام و تأثیرات امواج آب آن بر میانه‌های هرمین آشکار است و آب بالاتر از نصف آن نرفته است. بعضی هم (نظریهٔ سوم را مطرح کرده و) می‌گویند که یوسُف علیه‌السّلام (حدود 2700 سال پس از ادریس نبی علیه‌السّلام و حدود2000 سال پیش از میلاد مسیح علیه‌السّلام، بعد از طوفان نوح، و در عصر فراعنهٔ مصر)، این دو هرم را برای ذخیره ساختن طعام و آذوقه در سال‌های قحطی و خشکسالی، بنا ساخت».([15])

در اینجا باید متذکر بشویم که تاریخ دقیق زندگانی حضرت یوسف علیه‌السّلام برای مورخین روشن نیست (هرچند حدود آن تقریباً معلوم است). برخی او را حدود 2000سال قبل از میلاد، و برخی حدود 1600سال، و برخی هم حدود 1300سال قبل از میلاد، زنده دانسته‌اند؛ که اگر قول آخر صحیح باشد، تقریباً معاصر اَخِناتون یا آمِنحُوتِپ چهارم([16]) می باشد و شاید حضرت یوسف علیه‌السّلام در دربار او بوده و سبب هدایت او به یکتاپرستی و نسخ بت‌پرستی در مصر آن دوران شده باشد.

ابوریحان پس از این بیان می‌کند که جمعی از ایرانیان آن زمان نیز چون از این اِنذار (بیم دادن از طوفان آینده)آگاه شدند، حدود 231 سال پیش از وقوع آن، به دنبال جای خوش آب و خاک و هوا در کشور پرداختند و جز شهر اصفهان جایی به این اوصاف نیافتند، و آنگاه نوشته‌های (البته خرافی، و نه علمی) خود را در آنجا در سالم‌ترین مکان‌ها پنهان ساختند... پس ابوریحان چنین بحث را خاتمه می دهد:

«... و می‌شود برای این مطلب چنین گواه آورد که در زمان ما (قرن پنجم هجری قمری)، در جَیّ، که یکی از نواحی اصفهان است (به نام قدیمی "شهرستانه" با مرکزیّت "خوراسگان"، در شمال زاینده‌رود و در مجاورت "پل شهرستان" و در شرق شهر اصفهان کنونی)، از تل‌هایی که شکافته شده، خانه هایی یافتند که عِدل‌ها (بسته ها و لنگه های بار چارپایان) بسیاری، پر از پوستهای درخت «توز» - که با آن کمان و سپر را جلد می‌کردند – در آنجا بود؛ و این پوست‌های درخت، به کتابت‌هایی مکتوب بودند (از نوشته‌های خرافی و افسانه‌های گبران)، که دانسته نشد چیست!...».([17])

گفتني است كه قلعه يا دژ ناحيهٔ جَیّ (یا همان جِيْ به لهجه امروزی) در اصفهان، همان قلعه ساروق يا دژ سارُويَه است؛ كه ابن رُسته (در اواخر قرن سوّم هجری قمری) در الأعلاقُ النَّفيسةُ (جمع عِلق، يعني چيزهاي گران‌مايه و نفيس) در وصف شهر اصفهان، پيرامون اين قلعه، داستان‌هايي دور از عقل، و افسانه مانند، مطرح نموده و مبالَغات گزافي (به عادت همیشگی ایرانیان) در مورد ارزش آثار دروني آن كرده است، كه بطلان آن بر هر محقّق و خردمندی آشكار است و لذا از نقل آن صرف نظر مي‌كنيم...(([18]

و گويا همين مبالغه‌گويي‌هاي مورّخان ايراني، سبب رنجيدگي خاقاني (متوفای 595ق) - كه خود از شاعران نام‌دار ايران است - شده و ناچيز‌بودن اين گونه بناهای ايرانی در قِبال اهرام عظيم مصر را اين طور گوشزد مي‌كند:

علم دين، علم كفر مَشماريد!         «هَرَمان»هَمبَرِ«تِلَل» مَنهيد!

يعني اگر حضرت ادريس علیه‌السّلام يا هِرمِس بزرگ، دو هرم مصر )هَرَمان) را ساخته، آن از روی دانش دينی و الهی او بوده و نه از روي علم كافِران آتش‌پرست؛ پس اين توده‌های شن و خاک (آثار باستانی ایران) را در کنار دو هرم باشکوه مصر، قرار ندهيد!!

جالب اينكه، ابوريحان بيروني هم در متن مذكور، در مورد قلعه سارويهٔ جی اصفهان، همان لفظ طعن آمیز "تِلال"(جمع تَلّ: توده شن) را به كار برده است و خاقاني، تِلال را جهت ضرورت شعر، تِلَل گفته است. گفتنی است، بیرونی، در مواضع دیگر از آثارالباقیه نیز از مبالغه گویی ها و افسانه پردازی های مورّخان ایرانی، انتقاد کرده است...

منابع این بخش:

-         غیر از منابعی که در متن نام ‌برده شده اند:

-         بحارالأنوار، علامه مجلسی، ج60/ ص237.

-         راهنمای تاریخ انبیاء علیهِمُ‌السّلام، احمد امیری‌پور، ص15 و17 و33 و59.

-         مَوسُوعة المَورِد، البَعلَبَکّی، ج6/ ص20.

-         أعلام‌المُنجِد، لویس معلوف، ص624.

-         دایرة‌المعارف فارسی، غلامحسین مُصاحَب، ج1/ ص69و780.

-         لغت‌نامهٔ دهخدا، مواضع متعدد.

 


مدح امام زمان (ع) در يكی از كتيبه‌های اهرام مصر

شيخ صدوق (م381ق) در كمال‌الدّين (باب54، در ذكر مُعَمَّرين = افرادی كه خيلی عمر كرده‌اند)، با واسطه، از ابوالقاسم محمّد بن قاسم مصري (يا: بَصْري) نقل مي‌كند كه گفت:

ابوالجَيش خُمارَوَيه پسر احمدبن طولون (كه در 20 سالگي به جاي پدر نشست و تا 282 ق دوازده سال حاكم سرزمين‌هاي مابين فرات و سودان بود و در سامَرّاء متولّد شد و در دِمَشق بقتل رسيد و جسدش را به مصر بردند...) هوس كرد كه دو هرم بزرگ مصر را تسخير خود سازد. پس رجال دولت به او گوشزد كردند كه هرگز به فكر خراب كردن اهرام نيفتد، زيرا هركس چنين كند، عمرش كوتاه خواهد شد. اما او لجاجت ورزيد و هزار كارگر اجير ساخت تا درب هرم را پيدا كنند. آنها يك سال در حوالي هرم كار مي‌كردند، تا آن كه خسته و درمانده شدند؛ پس چون تصميم به بازگشت گرفتند و نااميد شدند، ناگهان حفره‌ای زيرزمينی مشاهده كرده و حدس زدند كه همان دربی باشد كه می‌خواستند.

پس وارد حفره شدند و تا انتهاي آن راهرو رفتند و سنگ مسطّحی ايستاده يافتند، كه از جنس مرمر بود؛ پس باز هم به گمان اين كه آن باب اصلي هرم است، آن را از جا كنده و خارج آوردند. پس ديدند كه بر آن كتابي است به زبان يوناني كهن، پس حكمایِ مصر و علماء را جمع كردند تا آن را بخوانند، اما راه به جايي نبردند. در ميان قوم، شخصي بود به نام ابوعبدالله مَدائني كه يكي از حافظان و عالمان بزرگ عصر خود بود و او به ابی‌الجَيش خُمارَوَيْه گفت: من مردي را در بلاد حبشه (اتيوپی) مي‌شناسم كه اسقف پيري است و 360 سال از عمر او مي‌گذرد و او اين خطوط را مي‌شناسد... پس چون پيرمرد، به جهت ضعف و بيماري و كهولت، قابل حركت دادن به بلاد ديگر نبود، آن سنگ را با كشتي كوچكي به - اَسوان كه در صعيد اعلای مصر واقع است - حمل كردند و سپس به حبشه كه نزديك آن‌جا بود بردند.

اُسقف پير، همه آن نوشته‌های يوناني را خواند و به زبان حبشي خود، تفسير نمود؛ پس براي خُمارَوَيْه و يارانش به عربي ترجمه كردند. در آن چنين نوشته بود كه ساخت اين هرم (كه معلوم نشده كدام هرم است) در زمان پدر عزيز مصر - كه حضرت يوسف علیه‌السّلام در دربار او  بوده - و توسط قواي او، صورت پذیرفته است (یعنی: شاید تحت امر و طراحی و اعجاز حضرت یوسف علیه‌السّلام و به نیروی کارگران پدر عزیز مصر) ... سپس 16 بیت شعر در ذیل این توضیحات آورده، که آن را در ترجمه به عربی نیز به صورت شعر درآورده‌اند؛ از جمله چنین سروده شده است:

وَ اَدرَکَ عِلمي بَعضَ ما هُوَ کائِنٌ (وُ)             وَ لا عِلمَ لي بِالغَیبِ ؛ وَ اللهُ اَعلَمُ (وُ)

= و دانش من دریافت فقط برخی از آنچه را که موجود بود؛ و من از غیب هیچ آگاهی ندارم، و خداوند داناست.

وَ اَتقَنتُ ما حاوَلتُ اِتقانَ صُنعِهِ (ي)            وَ اَحکَمتُهَ وَ اللهُ اَقویٰ و اَحکَمُ (وُ)

= و محکم ساختم آنچه را که درصدد محکم ساختن آن بودم؛ و استحکام بخشیدم آن را، و خداوند قوی‌تر و حکیم‌تر است.

اَنا صاحِبُ الأهرامِ في مِصرَ کُلِّها           وَ باني بَرابیها بِها، وَ المُقَدَّمُ (وُ)

= من صاحب اهرام مصر هستم و بناکنندهٔ بَرْباها (لغت قِبطی: خانه‌های سنگی، که محل عبادت یا نگهداری مکتوبات سرّی یا گنجینه‌ها بوده‌اند)، در سرزمین مصر؛ و من هستم کسی که (در این رابطه) مقدّم است بر دیگران.

تـَرَکـتُ بِهـا آثـارَ کَفــّي وَ حِکمَـتي            عَلَی الدَّهرِ، لا تَبْلیٰ وَ لا تَتَهَدَّمُ (وُ)

= به یادگار گذاشتم در آن اهرام و برابی، آثار (معماری و هنری) دست و دانش خودم را، برای ابد، که نپوسد و منهدم نشود.

وَ فیها کُنوزٌ جَمَّة ٌ وَ عَجائِبُ (وُ)                وَ لِلدَّهرِ اَمَرُّ مُـرَّةٍ، وَ تـَجَهّـُمُ (وُ)

= و در آن اهرام، گنجینه‌های فراوان و عجایبی نهفته است؛ و برای روزگار، تلخ ترین تلخی‌ها و استقبال با وجه کریه و چهرهٔ درهم کشیده، با انسان است.

سَیَفتَحُ اَقفالي، وَ یُبدي عَجائِبي                 وَلِيّ ٌ لِرَبّي، آخِرَ الدَّهرِ یَنجُمُ (وُ)

= بزودی، باز خواهد کرد قفلهای مرا و آشکار خواهد ساخت عجائب مرا، ولیّی از اولیای خدا (امام زمان علیه‌السّلام) که در آخِرالزّمان همچون ستاره‌ای از افق طلوع می‌کند.

بـِـاَکـنافِ بَیتِ اللهِ تـَبـدُو اُمـورُهُ (وُ)           وَلابُدَّ اَن یَعلُوَ وَ یَسمُو بِهِ السّـُمُ (وُ)

= در اطراف و اکناف بیت الله الحرام (کعبه و مکه مکرّمه)، آشکار می‌گردد امور او؛ و چاره‌ای نیست جز اینکه او برتری یابد؛ و بلکه، هر سُمُوّ و بلندی، از او بلندی پیدا کند.

وَ تُبْدیٰ کُنوزي کُلّـُها، غَیرَ اَنَّني             اَریٰ کُلَّ هٰذا اَن یُفـَرِّقـَهُ الـدَّمُ (وُ)

= و آشکار میگردد گنج‌های (درون هرم) من؛ ولی، جز آنکه، من می‌بینم که همگی این‌ها با خونریزی (و قتل کافران و معاندان و ستیزه جویان با آن حضرت) گشوده خواهد شد.

رَمَزتُ مَقالي فی صُخُورٍ قَطـَعتُها              سَتَبقیٰ وَ اَفنیٰ بَعدَها ثُمَّ اُعدَمُ (وُ)

= من گفته‌هایم را به رمز آوردم در صخره‌های سنگی (هرم) که خودم آن‌ها را تراشیده و قِطعه قِطعه کرده‌ام؛ و به زودی زود، خودم فنا می‌شوم پس از ساختن آن‌ها، و من نابود و تبدیل به خاک خواهم شد؛ ولی این بناها (اهرام) باقی خواهند ماند!

پس در این هنگام، خُمارَوَیه بن احمد بن طولون گفت: این چیزی است که هیچ کس را در آن چاره نباشد، جز «قائم» که از آل محمد (صلّی الله علیه و آله) است (یعنی: زیرا در اینجا سازندهٔ هرم خود گفته که کسی جز آن حضرت توانایی بازکردن تمامی درها و گشودن تمامی قفل ها و کشف همگی رموز اهرام را ندارد). پس آن لوح سنگی را دوباره به مکان خود برگرداندند؛ ولی سال بعد (282ق)، طاهر که خادم خُمارَوَیْه بود، او را در بسترش به قتل رساند، درحالی که مست بود (و در حقیقت، به نفرین اهرام مصر دچار شد، و در 32 سالگی جان خود را از دست داد)...

نفرین اهرام مصر، تجربه تاریخ و گواه همیشگی بر معجزه الهی بودن اهرام مصر، و دروغ بودن انتساب آنها به فراعنه:

جالب توجه است که تجربهٔ تاریخ نشان داده که، هرکس قصد تعرض به اهرام مصر را داشته و یا به درون آن‌ها نقب زده و تجاوز نموده، پس از اندک زمانی هلاک شده است.

از آن جمله، ناپُلِئون بُناپارت Napoléon Bonaparte (فاتح معروف فرانسوی)، که در نبرد اهرام، بر مَمالیک مصر غلبه کرد (ژوئیه 1798م)، سپس به درون اهرام تجاوز نمود و چون بیرون آمد، مدهوش، غمگین و حیرت زده بود. از او سبب این حیرت زدگی و اندوه را جویا شدند، گفت: "سرنوشت خود را در آنجا دیدم، که چگونه با خواری و ذلّت تبعید می‌شوم و می‌میرم!..." و از قضا، در همان سال (اوت 1789م) نِلسُن ـ دریاسالار انگلیسی([19]) - ناوگان او را در ابوقیر در هم شکست و به سلطهٔ او بر مصر پایان داد... و 16 سال بعد، همانطور که تصویر آن را در اهرام مصر دیده بود، به جزیرهٔ ایتالیایی اِلبا([20]) تبعید شد (1814-1815م) و در ژوئن 1815م در جنگ واترلو([21]) در نواحی بلژیک به نحو نکبت‌باری شکست دیگری خورد و دوباره از فرمانروایی کناره گرفت و تسلیم انگلیس‌ها شد و به سَنت هِلِن ـ جزیره‌ای در 1900 کیلومتری جنوب غرب آفریقا ـ ([22]) تبعید شد و پس از 6سال غربت و ابتلا به سرطان، در 1821م درگذشت...([23])

«تصویر جنگ یا نبرد "واترلو"، مقدّمۀ نابودی ناپلئون»

از دیگر قربانیان اهرام مصر، هاوارد کارتر([24]) مصرشناس انگلیسی (که در 17 سالگی به مصر رفت) و همکاران وی می‌باشند. او به کاوِش در برخی از اهرام مصر پرداخت و مدت 10 سال، حمل و حفاظت اشیاء به دست آمده توسط او در یکی از این اهرام، به طول انجامید.

عاقبت، در نوامبر 1922م پرندۀ قناری او را یک افعی یا مار کبرا، درون هرم بلعید و چند ماه بعد، لُرد کارناروِن([25]) (ثروتمند انگلیسی حامی کارتر) نیز به نیش یک پشه - که جای آن عفونی شد و هرچه مداوا کرد، هیچ نتیجه نداد و به تدریج، عفونت تمام خون او را گرفت - هلاک گشت (5 آوریل 1923م). و خبر مرگ وی، زبانزد روزنامه های آن زمان شد.

همین طور، تا سال 1929م یازده نفر که در کشف مقبره دست داشتند، جملگی به نحوی غیرطبیعی، مُردند!... خود هاورد کارتر نیز، سرانجام بر اثر بیماری سرطان لَنفوم([26]) (که نوعی از سرطان خون است) جان خود را از دست داد (1939م).([27]) (در این عکس، کارناروِن در راست و کارتر در چپ است)

و از این قبیل وقایع، بسیار رخ داده و در کتب تاریخ، به حدّ متواتر نقل شده و جای شکّ و تردیدی نیست که تعرّض کنندگان به اهرام مصر، بد فرجامی داشته اند؛ ولی ما این را (همچون خرافه پرستان عوامّ) از "نفرین فراعنه" نمی پنداریم، بلکه نشانۀ ارادۀ الهی بر حفظ اهرام می‌دانیم که معجزۀ جاوید پیامبران خدا، خصوصاً حضرت ادریس (ع) هستند... 


منابع این بخش:

-         غیر از منابعی که در متن نام ‌برده شده اند:

-         بحارالانوار، علامه مجلسی، 60/235-237.

-         کمال الدین، شیخ صدوق، تحقیق: علی اکبر غفاری، 2/562-565.

-         دایرة‌المعارف علم و مذهب، دکتر سید ابراهیم مهدوی- لندن، مدخل «اهرام».

-         دایرة المعارف فارسی، مُصاحَب، 1/314، 2/2124، 3/2983.

-         لغتنامه دهخدا، مواضع متعدد...

-         الأعلام، زِرِکلی، 2/324.

-         الأعلاقُ النَّفیسة، ابن رُسته، ترجمه: دکتر حسین قره چانلو، 135-137.


 نتیجه‌گیری و وجه جمع میان اقوال سه‌گانهٔ فوق

یعنی نسبت دادن ساخت اهرام مصر به سه نفر یا سه گروه:

1-   حضرت ادریس علیه السّلام، یا همان هِرمِس بزرگ، قبل از طوفان نوح؛

2-   حضرت یُوسُف علیه السّلام، در زمان قحطی بزرگ مصر؛

3-   فراعنه مصر و کارگران و معماران آن‌ها.

از آنجا که هر سه نظریه فوق، دارای مدارک و شواهدی در تواریخ و یا احادیث و روایات هستند، صحیح‌تر آن است که بگوئیم:

چون حمل و نقل آن همه قطعات سنگ‌های غول پیکر ـ که جنس آن‌ها در صدها کیلومتر دورتر از مکان احداث اهرام ثلاثه یافته می‌شود! - و در جای خود قرار دادن آن‌ها با آن دقت‌های ریاضی و هندسی و نجومی، از عهدهٔ بشر معمولی، حتی در زمان ما با این همه آلات و ادوات، مُحال و غیرممکن است، پس چاره‌ای نداریم جز اعتراف یا اِذعان به آنکه این اهرام، و خصوصاً هرم بزرگ، معجزهٔ الهی یکی از پیامبران بوده‌اند.

پس یقیناً و با توجه به این احادیث دینی و مدارک و شواهد تاریخی، آن‌ها ساختهٔ حضرت ادریس یا همان هِرمِس علیه‌السّلام هستند، و قبل از طوفان نوح علیه‌السّلام بنا شده‌اند، و نام هرم یا پیرموس یا پیرامیس یا پیرامید نیز از نام آن حضرت (هرمس) گرفته شده است.

بلی، امکان دارد که حضرت یوسف علیه‌السّلام نیز برخی از اهرام چهل‌گانهٔ مصر، غیر از دو هرم بزرگ، را ساخته باشد؛ چون او نیز دارای قوّهٔ اعجاز مافوق بشری بوده است. اما فراعنهٔ مصر، چون عظمت و شکوه این بناهای پیامبران الهی را دیده اند، به دروغ آن‌ها را به خود نسبت داده و با نصب الواح و کتیبه‌های دروغین و جعلی خودشان، هم زمان ساخت آن‌ها را و هم اسامی سازندگانشان را تحریف یا تغییر داده و به نفع خود ثبت کرده‌اند و آن بناها را به عنوان آرامگاهی برای خود برگزیده اند، تا تاریخ، آن‌ها را ساختهٔ ایشان بداند!غافل از آنکه هر دروغی سرانجام یک روز فاش و برملا می‌گردد و بشر می‌فهمد که فرعون‌ها هرگز قدرت ساختن بناهایی چنین عجیب و باشکوه را نداشته اند...

آری؛ ممکن است برخی هرم‌های کوچک و ناقص موجود در سرزمین مصر، ازآن فراعنه بوده باشد؛ که باز باید دانست که ایشان، آن‌ها را هم به تقلید از اهرام بزرگ حضرت ادریس علیه‌السّلام و حضرت یوسف علیه‌السّلام ساخته‌اند.([28])

با تشکر از حروف‌چینی آقایان: علی احمدی، رضا حسنی و مسعود رضانژاد فهادان

والسّلام - سید احمد سجادی - اصفهان


حُسن خِتام

در پایان، تبرّک می جوییم به ذکر احادیث منقول از پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) دربارۀ سرزمین مصر، و نیز در خصوص خود شهر جیزه، که محلّ اهرام است:

رُوِيَ عن النـَّبيِّ (صلّی الله علیه و آله و سلّم) أنَّهُ قالَ: «الجيزَةُ رَوضةٌ مِن رِياضِ الجَنَّةِ، وَ مِصرُ خَزائِنُ اللهِ في أرضِهِ»

«شهر جیزه، گلشنی است از گلشن های بهشت؛ و سرزمین مصر، گنجینه های خداوند است در روی زمین آفریدۀ او ». (حُسنُ المُحاضَرَة، سَیُوطی، ج1ص20)

«مَن أرادَ أن يَذكُرَ الفِردَوسَ، أو يَنظـُرَ إلىٰ مِثلِها فِی الدّنيا، فلْيَنظُرْ إلىٰ أرضِ مِصرَ حينَ يَخضَرّ ُ زَرْعُها، وَ تـَنـَوَّرُ ثِمارُها»

«هرکس دوست دارد که یادی از بهشت برین کند، و یا به جایی شبیه به آن در این دنیا بنگرد، پس نظر کند به سرزمین مصر، آنگاه که زمین زراعتش سرسبز می شود و درختان میوه اش، شکوفه می کنند! ». (حُسنُ المُحاضَرَة، سَیُوطی، ج1ص21)

«مَن أرادَ أن يَنظُرَ إلىٰ شِبهِ الجَنَّةِ، فلْيَنظُرْ إلىٰ أرضِ مِصرَ إذا أزهَرَتْ»

«هرکس دوست دارد که نظر کند به جایی شبیه بهشت، پس بنگرد به سرزمین مصر، آنگاه که صبح در آنجا بدمد!» (طلوع آفتاب) ؛ یا: «آنگاه که شکوفه ها در آنجا بدمند!»

- و في لفظٍ: « إذا أخرَفـَتْ » (حُسنُ المُحاضَرَة، سَیُوطی، ج1ص21)

و در نقل دیگری: « آنگاه که پاییز در آنجا برسد! » یا: « آنگاه که میوه ها برسند! »

- و في لفظٍ آخـَرَ: « إذا زُخرِفـَتْ » (تاریخ ابن یونُس المصري، ج2ص180)

و باز در نقل دیگر: « آنگاه که مصر (به آمدن بهار) آراسته می شود».


 خاتمه

 از خوانندگان عزیز، التماس دعا دارم؛ و از درگاه خداوند تعالیٰ شفاعت اهل بیت عصمت و طهارت (صلواتُ اللهِ عَلَیهِم اَجمَعین) را خواستارم؛ که مصر، زمانی در اختیار شیعیان و فاطمیان بود، که منسوب به مادر اهلبیت، حضرت فاطمه بودند؛ و دانشگاه "جامعة الأزهر" نیز "جامعة الزَّهراء" بود و پس از انقراض تشیّع در آن سرزمین، الأزهر شد...

و بقول مرحوم شیخ بهائی:

ای هزار افسوس، زین گنج گران    کآن ز دست ما برون شد بی گمان

ای فغان! از آهِ قلب سرد ما...     ای دریغ! آنکو بفهمد درد ما...

دردها دارم به دل از روزگار...    محرمی کو؟ تا کنم درد آشکار...

الاَحقر: سیّد احمد سجّادی - اصفهان


«تصویر حدیقة الاَزهَر، که پارک و بوستانی است نزدیک به دانشگاه جامعة الأزهر»

(گنبد و گلدسته ها یا مناره های دانشگاه الازهر، در وسط عکس دیده می شوند)

 




« نقشه راهنمای دو شهر جیزه و قاهره مصر، و مراکز دیدنی مهمّ آن دو »

(اهرام مصر در جیزه و در 16 کیلومتری جنوب غرب قاهره واقع هستند.)

پاورقی ها:


[1]- و به قول سعدی:

گر او را هَرَم دست خدمت ببست       ترا همچنان بر کرَم دست هست!

(بوستان سعدی، باب اوّل، در عقل و تدبیر و رای).

[2]- pyramid(e)

[3]- یونانی πυραμίδα - روسی пирамида

[4]- Hermès 1

[5]- Enoch

[6]- سرزمین مصر عُلیا، از جنوب قاهره تا آبشار اَسوان.

[7]- هِرمِس (اِرمیس) تریسمگیستوس Ερμής ο Τρισμέγιστος به یونانی، و Hermes Trismegistus به انگلیسی.

[8]- قریه‌ای در مصر، در جنوب قاهره.

[9]- Chéops

[10]- یعنی: قابل اعتناء و توجه.

[11]- دانشمند فقید، اسلام شناس و مورّخ مقیم و مُتوَفـّای لندن (در اواخر دهۀ هشتاد شمسی).

[12]- دایرةالمعارف علم و مذهب، دکتر سید ابراهیم مهدوی اصفهانی، چاپ لندن، بخش "معماری و مهندسی"، تحت مدخل "اهرام مصر".

[13]- سرزمین مصر و مدیترانه و اطراف آنها.

[14]- اشاره به همان هِرمِس بزرگ، یا ادریس نبی علیه‌السلام.

[15]- چنانکه آزمایشات علمی جدید نیز ثابت می کند که مواد غذایی مانند گوشت، شیر، و... درون هرم، فاسد نمی شوند! و این به جهت تراکم امواج کیهانی در کانون هرم و گنبد است. رجوع شود به دو کتاب: "نیروهای مرموز در اهرام مصر"، بیل شول ـ اِد. پتیت، ترجمه: بشیر بختی، نشر عطائی، تهران: 1371ش؛ و "هرم و معماری"، سیدابوالقاسم سیدصدر، نشر آذر، تهران: 1384ش.

[16]- از فراعنهٔ موحّد و یکتاپرست (سلطنت: حدود 1375 تا 1358 ق.م) که پس از توحید، نام خود را «آخناتون» (یعنی "خدایی که نور است راضی باد!") نهاد. و این وجه تسمیه، منافاتی با توحید و یکتاپرستی او ندارد؛ چنانکه خود خداوند تعالیٰ در قرآن کریم فرموده است: «اللهُ نورُ السَّماواتِ وَ الأرضِ» (سورۀ نور/ آیۀ 35). و این نور، نه آن نور جسمانی است که ما می پنداریم؛ نعوذ بالله.

[17]- آثارالباقیه، ابوریحان بیرونی، ترجمهٔ اکبر داناسرشت، چاپ امیرکبیر، تهران: 1363ش، ص34و35؛ نیز متن عربی آن: الآثار الباقیة عَنِ القرونِ الخالیة، أبوالرَّیحان محمّد بن أحمدَ البیروني، طبع میراث مکتوب، تهران: 1380ش، ص30.

[18]- اَعلاق النّفيسه، ابن رُسته، ترجمه دكتر حسين قره چانلو، چاپ امیرکبیر، ص190.

[19]- Horatio Nelson هورِیْشیو نِلسون (1758-1805م) بزرگترین دریاسالاران امپراطوری بریتانیا، در طول سالهای 1771-1805م.

[20]- Isola d'Elba (جزیرۀ اِلبا)

[21]- Waterloo

[22]- Île Sainte-Hélène (جزیره سَنت هِلِن، به تلفظ فرانسوی)

[23]- شرح ماجرای بازدید ناپلئون از اهرام مصر و آنچه که در آنجا دید و فهمید، با اندک تفاوتی از آنچه که مرحوم دکتر ابراهیم مهدوی در "دایرة المعارف علم و مذهب" (ذیل مدخل اهرام) نقل کرده اند، در کتاب معروف پیتر تامپکینز Peter Tompkins (داستان نویس آمریکایی: 1919 – 2007م) با عنوان: «اسرار هرم بزرگ» Secrets of the Great Pyramid مفصّل تر آمده است؛ ولی چون پیتر تامکینز، بیشتر یک ژورنالیست یا روزنامه نگار محسوب می‌شود تا یک مورّخ محقق، و گفته های او در این کتاب، گاه بسیار نامعقول و گزاف و مبالغه آمیز است، لذا از ذکر آن مطالب (احتمالاً افسانه ای و موهوم!) خودداری کردیم و به فرمایش محقق فقید، مرحوم دکتر ابراهیم مهدوی اکتفا نمودیم.

[24]- Howard Carter (1874 –1939)

[25]- George Herbert, 5th Earl of Carnarvon (1866 – 5 April 1923)

[26]- لنفوما lymphoma عبارت است از سرطان غدد و عروق لنفاوی. و لنفوسیت ها نوعی از گلبول های سفید خون هستند.

[27]- هرچند برخی از نویسندگان غربی (از روی عِناد و لجاج با معنویت، و پافشاری بر دین ستیزی)، طبق معمول، دست و پا زده اند تا مرگ این افراد و حتی مرگ خود هاوارد کارتر و لرد کارناروِن را طبیعی و غیر مربوط به علل متافیزیکی و معنوی جلوه دهند!! بنگرید به:

"Life" magazine, "Greatest unsolved mysteries of all time", 2009.

که تحت عنوان کتابی با عنوان "معماهای اسرارآمیز تاریخ" توسط آقای شهکام جولایی، ترجمه ای روان و خوب شده و توسط انتشارات جویا، تهران: 1390ش، به چاپ رسیده است (ص25). و البته، برخی دیگر از نویسندگان غربی، به این واقعیّت معنوی (که هیچ توجیهی برای آنهمه حوادث پی درپی، کارساز نیست) اعتراف واذعان داشته اند، ازجمله:

Turner Frank, "In search of the lost worlds", No.2.

که این کتاب نیز، تحت عنوان "مکان های اسرارآمیز جهان" توسط آقای آذر جولایی، به نثری روان و خوب، ترجمه شده و توسط همان انتشارات، در سال 1389ش منتشر شده است. و این اعتراف و اذعان از "فرانک ترنر" در صفحه 71 این ترجمه، آمده است؛ هرچند، او نیز دچار انحراف خرافی و عوامّانه شده و باز این حوادث را به "نفرین فراعنه" نسبت می دهد!

[28]- با استفاده از: "دایرة المعارف علم و مذهب"، مرحوم دکتر سید ابراهیم مهدوی اصفهانی، چاپ لندن، بخش "معماری و مهندسی"، تحت مدخل "اهرام مصر". (و به یاد این استاد فقید، که غریبانه، در بلاد غرب، و در دیار غربت، رخ در نقاب خاک کشید... روحش شاد).

امتیاز : نتیجه : 4 امتیاز توسط 2 نفر مجموع امتیاز : 9


لطفاً به اشتراک بگذارید تا همه استفاده کنند.

ارسال به هم میهن محبوب کن - فیس نما ارسال به کلوب افسران ارسال به گوگل پلاس ارسال به فیسبوک


بخش نظرات

این نظر توسط امیر در تاریخ 1396/4/22 و 14:39 دقیقه ارسال شده است

متاسفانه صاحب سایت و نویسنده متن افکاری به شدت حجتیه و ترویج گناه داره که سعی داره با مغلطه گویی و با قرار دادن تیکه تیکه وقایع علمی حرف خودشو به کرسی بنشونه،،،سوال من از شما این با وجود این همه سایت و کانالهای تلگرام و شبکه های ماهواره ای ایا کسی حرف شما رو باور میکنه که با این همه کینه با سوالات جواب میدید و افراد رو میکوبید؟؟؟مطمئنم شما طلبه هستید و مزدور رژیم

این نظر توسط امیرحسین صمدانی در تاریخ 1394/3/25 و 18:43 دقیقه ارسال شده است

سلام خدمت استاد ارجمند.
مطالبی که درج کردید.به دلیل منابع مستندی که داره قابل استدلال می باشد.
ازحسن نظرشما سپاسگذارم.
امیرجسین صمدانی900519742

این نظر توسط رضا علی بابایی 920268779 در تاریخ 1394/3/23 و 16:59 دقیقه ارسال شده است

سلام خیلی قشنگ بود همه چیز آن برآیم تازگی داشت و روشن شدم

این نظر توسط علیرضا علیدادی در تاریخ 1394/2/26 و 12:47 دقیقه ارسال شده است

شرمنده اون نظر قبلی رو با موبایل فرستادم
که هم دو بار اومده بود و هم کامل و نبود و نقص داشت

علم ریاضیات علمی که هم میتونه در راه درست استفاده بشه و هم غلط
تا جایی که من اطلاع دارم
اشکال هندسی مثل مکعب و کره و و مخروط جمع کننده و پخش کننده ی امواج مثبت
و شکل هندسی هرم انتقال دهنده ی امواج منفی هست
اگر هرم منتقل کننده ی عرفان معنوی و الهی بود باید خانه ی خدا و مساجد هم به همون شکل ساخته میشد
ولی تنها هرم در جاهایی وجود داره که سابقه ی کمتری از یکتا پرستی دیده میشه...
همونطور که توی کشور های اسلامی گنبدها و مناره ها دارن وظیفه ی ارسال امواج معنوی رو به آسمان انجام میدن الان اهرام و مخصوصا اوبلیسک ها دارن این وظیفه ی معکوس رو انجام میدن
من نمیخوام درباره ی معمار این اهرام بحث کنم اما اگه ی نگاه به جاهایی که هرم وجود داره بندازیم متوجه میشیم که داره برای کار خاصی از وجود هرم استفاده میشه
وقتی هاروت وماروت جادو رو به انسان یاد دادن تا در جهت درست از اون استفاده کنن انسان برای اختلاف انداختن بین زن و شوهر از اون استفاده کرد
(بقره۱۰۲)
علم ریاضی هم،میتونه توسط ی پیامبر آورده شده باشه ولی در حال حاضر علم ریاضی که در معماری استفاده میشه در حد عالی علم ماسونی هست
و ی سوال
اگه اهرام مصر غیر قابل نفوذ هستن و توسط اراده ی الهی کنترل میشن که هیچ کس نتونه وارد اونها بشه جسد فراعنه که مظهر کفر هستن داخل اونا چکار می کنه؟؟؟

این نظر توسط saeed hadadian در تاریخ 1394/2/7 و 19:13 دقیقه ارسال شده است

سلام خداقوت
راستش من اولین باره این مطالب میخونم و خیلی جالب بود برام وب نظرم اگ قراره کسی واقعا ببینه ک این مطالب چقد صحت داره باید تحقیقش بیشتر کنه و ب ی منبع بسنده نکنه
تشکر

این نظر توسط محسن در تاریخ 1394/1/25 و 2:39 دقیقه ارسال شده است

داداش عزيزم سلام،نظر شما هم كاملا قابل احترام ميباشد،،شما هم مدارك خودتونو ارايه دادين،،اين كم لطفيه ك دوستان اينقد تند به شما ميتازن،،دوستان گلم اصلا حرف نويسنده رو قبول نداشته باشين اما دليل نميشه براساس ذهنيت خودمون نظرات ديگرانو خدشه دار كنيم، و جالب اينكه نظر دوستمون با مدرك بود،،من اينو مطمعنم ك اهرام مصرو پادشاهان مصر نساختن،چون نه قدرتشو داشتن نه امكاناتشو و ساختن اين أهرام بسيار سخت بوده برأي انسان هاي اون زمان اونم تو بيست سال كه ب قول آقاي ون دنيكن بايد در هر نه ثانيه سنگو ك حدودا ده تا بيست تن بوده رو ميتراشيدن و حمل ميكردنو نصب ميكردن ك محاله مگر ب اذن خدا،،،،نظرات آقاي اريش يا اريك ون دنيكن هم قابل احترامه ك گفتن فرا زميني ها أهرامو ساختن،،شايد ادريس پيامبر از جنيان و فرشتگان استفاده كرده باشه،،پيامبر خدا هستند همونطور كه سليمان پيامبر از جنيان استفاده ميكردن،، اصلا شايدادريس پيامبر از انسان هاي فرا زميني ياري گرفتن اونا هم آفريدگان خدا در اين كهكشان هستن،، اينها همه نظر هستن و نبايد بهش بتازيم،،دوست عزيزم بسيار ازتون ياد گرفتم و ممنونتونم بابت اين همه تلاشتون،چون ميدونم خيلي خيلي زحمت كشيدين بابت جمع آوريشون،،نظر شما هم بسيار محترم و قويه،،زير سايه ي لطف خدا باشين و بازم ازتون ممنونم بابت آموخته هام،حق يارتون،سلامتي امام زمان صلوات،الهم صل علي محمد و آلِ محمد و عجل فرجهم
پاسخ : سلام! ممنون از حمایتتون.

این نظر توسط هانیه در تاریخ 1393/9/30 و 15:06 دقیقه ارسال شده است

چه مطلب متعصبانه و دور از منطقی نوشتید!!!
توصیه میکنم کمی مطالعات علمیتونو به دور از تعصب بیشتر کنید. تاکید میکنم مطالعه ی علمی
پاسخ : سلام علیکم!
معنای تعصّب را هم فهمیدیم.

این نظر توسط احمد در تاریخ 1393/9/22 و 16:59 دقیقه ارسال شده است

با تشکر از جناب استاد رضانژاد
این لینک سایت خودتون رو هم اینجا میگذارم برای ارائه مدارک بیشتر:
http://www.fahadan.org/post/369
پاسخ : بله، بله؛ حتماً

این نظر توسط rahaei313 rahaei313 در تاریخ 1393/9/22 و 16:10 دقیقه ارسال شده است

اصلا حضرت ادریس این کار رو کرده که چی بشه؟؟؟؟؟؟؟ ساختن ساختمان غیر مسکونی، که هیچ فایده ای نداره
یه کار لغو و بیهوده
انبیاء کار لغو نمیکنن
پاسخ : پاسخ استاد سید احمد سجادی به rahaei313 rahaei313 که نوشته: انبیاء کار لغو و بیهوده نمی‌کنند:

چه کسی گفته که ساختن اهرام مصر، کار لغو و بیهوده است؟! معلوم است که اصلاً مقاله را نخوانده‌اید؛ آنجا که نوشته: حضرت ادریس (علیه السّلام) چون به علم غیب، از وقوع طوفان نوح، سال‌ها پیش خبر یافته بود، هرم را ساخت... و در جای دیگر هم نوشته شده که: حضرت یوسف (علیه السلام) از آ‌ن‌ها برای ذخیرۀ طعام در سال‌های قحطی مصر استفاده فرموده است؛ چون آزمایش هم نشان داده که غذا در اهرام مصر فاسد نمی‌شود.

این نظر توسط terlkofski terlkofski در تاریخ 1393/9/22 و 15:50 دقیقه ارسال شده است

در بحث های متافیزیکی بیان میشه که هرم ها قدرت شیطانی رو افزایش میدن, به همین خاطره که شیطان پرستان و فراماسونرها در خانه ای هرمی شکل و به صورت هرمی (این که حالت یوگا میرن) مینشینن که دوتا هرم رو تشکیل میده و سبب دوبرابر شده قدرت شیطانی شده که میتونن باهاش رابطه بهتری با شیاطین برقرار کنن مثل آلیستر کرولی که در یکی از همون سه هرم (خئوپوس) نشست و ابلیس بهش وحی کرد... چطور امکان داره حضرت ادریس ع بنایی شیطانی رو بسازه.
اصلا چه کسی گفته که برای در امان ماندن از طوفان نوح ع حتما باید هرم ساخته بشه این همه نوع بنا...؟؟ یا اصلا چه کسی گفته که طوفان نوح تمامی کره زمین رو گرفت, طبق برخی روایات اون طوفان فقط در همون ناحیه ای که قوم نوح زندگی میکردند اومد.
بنابر روایات حضرت ادریس ع در اطراف نیل (اونطور که تو ذهنمه ) چهار شهر ساختند چرا این اهرام رو در هر چهار شهر نساختند...؟؟!!! وجود برخی سنن در میان مصریان که شبیه به سنن الهی هست میتونه دلیل بر این باشه که زمانی در تمدن مصر خداپرستی تقریبا به شیوه خداپرستی کنونی اسلامی و دیگر ادیان ابراهیمی حقیقی و دین حنیف ابراهیم ع بوده ولی این ربطی به این نداره که اون اهرام رو حضرت ادریس ع ساخته باشه.

در مورد ساخت اهرام چن نوع نظریه وجود داره, به عنوان مثال آیت الله جوادی آملی مد ظله از علمای بزرگ زمانه و مفسر قرآن کریم نظری در مورد ساخت اهرام دارند که اشاره به ساخت اهرام مصر توسط سحر و قدرت شیطانی و جنگیری سحره مصر داره, البته نظرات دیگری هم برای ساخت اهرام وجود داره...

البته شاید من اشتباه کنم, الله اعلم.
پاسخ : پاسخ حضرت استاد سید احمد سجادی به terlkofski terlkofski در مورد ادعای شیطانی بودن نیروی اهرام مصر:

ای کاش، این آقا بجای آخر کامنت یا نظر مفصل (ولی بدون مدرک) خود، در آغاز می‌نوشت: \"البته شاید من اشتباه کنم\". ولی به هر حال، در دین مبین اسلام، ضروری اعتقاد یک مسلمان این است که قوانین نظام آفرینش الهی (که شامل هندسه و ریاضی و فیزیک هم می‌شود) همگی مبتنی بر مشیّت خود خداوند است و هرگز ما مسلمانان مانند زرتشتیان و دیگر ادیان خرافی قائل به دو خدا یا دو منبع خیر و شر نیستیم. و این بارها در قرآن کریم مورد تأکید قرار گرفته است.

پس چگونه امکان دارد که زاویه یا حالت خاصّ فیزیکی که جزئی از نظام ریاضی آفرینش است، شیطانی باشد؟! در ثانی، شما حدیث پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در مدح شهر جیزه (مقرّ اهرام مصر) را که در مقاله از سیوطی (که عالمی معتبر بوده) بخوانید؛ چطور می‌شود جیزه (به فرمودۀ پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله) گلشنی از بهشت باشد و آن وقت، شیطانی هم باشد؟!

و سوّم اینکه: آن مرتاض کذائی (آلیستر کرولی) مانند اغلب جادوگران و مرتاضان، دروغ فراوان گفته است؛ چرا حرف او را بر احادیث ارائه شده در مقاله ترجیح باید داد؟!

در مورد سبب ساختن ساختمانی به شکل اهرام، نیز در جواب شخص دیگری، توضیح کافی را همانجا داده‌ایم؛ رجوع شود.


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی


ورود کاربران


عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

آمار کلی سایت

    آمار مطالب آمار مطالب
    کل مطالب کل مطالب : 2030
    کل نظرات کل نظرات : 3198
    آمار کاربران آمار کاربران
    افراد آنلاین افراد آنلاین : 17
    تعداد اعضا تعداد اعضا : 2555

    آمار بازدید آمار بازدید
    باردید دیروز باردید دیروز : 8,351
    ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 988
    بازدید کلی بازدید کلی : 3,651,392



صفحات اضافی سایت